تبليغاتX
دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری) - دراکولایی به اسم " خواهر شوهر"!!!_ 72

دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

دراکولایی به اسم " خواهر شوهر"!!!_ 72

 

دراکولایی به اسم " خواهر شوهر" !!!

خواندن این متن به تازه عروس ها و تازه خواهر شوهرها توصیه نمی شود.

 

صحنه سینمایی:

دوربین به آهستگی یک دور 360 درجه به دور کلبه ای چوبی و متروکه که در میان جنگل قرار دارد می زند و در فاصله چند ده متری درب کلبه متوقف شده و تصویر ناگهان قطع می شود.

هفته پیش ، سیدنی ، 6/5/2008

- لعنت به این شهرشلوغ ، دیگه اعصابم از این همه سروصدا و شلوغی به هم ریخته ، فکر می کنم یه کمی نیاز به آرامش دارم ، تو اینطور فکر نمی کنی عزیزم .

- دقیقاً ، چه خوب می شد اگه می تونستیم یه چند روزی می رفتیم یه جای آروم و خلوت که فقط خودم و خودت می بودیم ، با یه هوای پاک و یه فضای آروم.

- آره فکر خوبیه اصلاً همین تعطیلی آخر هفته با هم می ریم توی جنگل ، یه کلبه قدیمی توی جنگل سراغ دارم که هیچ کس بلد نیست ، محل بازی منو و آلیسا ( خواهر شوهر) بوده ، آلیسا رو هم می بریم بیشتر بهمون خوش می گذره.

صحنه سینمایی:

دوربین در حالی که نمایی باز از کلبه ، آسمان خاکستری و جنگل پاییزی پس زمینه را نمایش می دهد در محل خود شروع به چرخش 180 درجه ای می کند و ماشین فـُرد قرمز رنگی را به تصویر می کشد که به آرامی در دست انداز های جاده و تا آستانه برخورد سپر با دوربین پیش می آید و ناگهان تصویر همراه با صدای " جیــــنگ " قطع می شود.

 

بقیه داستان بسته به نظر شما دوستان.!!! ( اگه بگین بگو ، می گم. اگه بگین نگو ، نمی گم. اگر هم هیچی نگین ، دیگه نمی دنم چی کار کنم!!! )

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 10 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  |