دراکولایی به اسم " خواهر شوهر"!!!_ 72
دراکولایی به اسم " خواهر شوهر" !!!
خواندن این متن به تازه عروس ها و تازه خواهر شوهرها توصیه نمی شود.
صحنه سینمایی:
دوربین به آهستگی یک دور 360 درجه به دور کلبه ای چوبی و متروکه که در میان جنگل قرار دارد می زند و در فاصله چند ده متری درب کلبه متوقف شده و تصویر ناگهان قطع می شود.
هفته پیش ، سیدنی ، 6/5/2008
- لعنت به این شهرشلوغ ، دیگه اعصابم از این همه سروصدا و شلوغی به هم ریخته ، فکر می کنم یه کمی نیاز به آرامش دارم ، تو اینطور فکر نمی کنی عزیزم .
- دقیقاً ، چه خوب می شد اگه می تونستیم یه چند روزی می رفتیم یه جای آروم و خلوت که فقط خودم و خودت می بودیم ، با یه هوای پاک و یه فضای آروم.
- آره فکر خوبیه اصلاً همین تعطیلی آخر هفته با هم می ریم توی جنگل ، یه کلبه قدیمی توی جنگل سراغ دارم که هیچ کس بلد نیست ، محل بازی منو و آلیسا ( خواهر شوهر) بوده ، آلیسا رو هم می بریم بیشتر بهمون خوش می گذره.
صحنه سینمایی:
دوربین در حالی که نمایی باز از کلبه ، آسمان خاکستری و جنگل پاییزی پس زمینه را نمایش می دهد در محل خود شروع به چرخش 180 درجه ای می کند و ماشین فـُرد قرمز رنگی را به تصویر می کشد که به آرامی در دست انداز های جاده و تا آستانه برخورد سپر با دوربین پیش می آید و ناگهان تصویر همراه با صدای " جیــــنگ " قطع می شود.
بقیه داستان بسته به نظر شما دوستان.!!! ( اگه بگین بگو ، می گم. اگه بگین نگو ، نمی گم. اگر هم هیچی نگین ، دیگه نمی دنم چی کار کنم!!! )
