تبليغاتX
دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

کلاغ پر ، سربازی ما هم پر

 

 

 به امید خدا ۱۰ ماهش رفت ( داستان داره ) . شش ماه دیگه شم می گذره به سلامتی . چون می گذرد غمی نیست .

من که ایشاالله قبل از نوروز ۸۹ تمومه .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

حداقل ما که هستیم هنوز !!! ( 2 )

سلام

این پست نوشته نداره. جهت مطلع شدن از موضوع این پست نگاه کنید به پست قبلی.

( نیز نگاه کنید به پست قبلی !!! )

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 12 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

حداقل ما که هستیم هنوز !!! ( 2 )

سلام

این پست نوشته نداره. جهت مطلع شدن از موضوع این پست نگاه کنید به پست قبلی.

( نیز نگاه کنید به پست قبلی !!! )

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/16ساعت 12 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

حداقل ما که هستیم هنوز !!!

سلام به همه

چطورید رفقا ؟ ما رفتیم سربازی خوشحالید ؟ آقا ما رو توی سربازی کتک می زنن ( بلکن یه کم دلتون واسمون بسوزه !!! ) ٬ با سیخ کباب داغمون می کنن  سر ظهر می برنمون تو میدون صبحگاه می دوونن. نامردا نمی زارن که ما یه لحظه زیر باد کولر توی خوابگاه بخوابیم که ٬ نمی زارن یه دم راحت با بچه های آشپزخونه بریزیم رو هم و یه لقمه راحت از گلومون پایین بره ٬ نمی زارن که درست و حسابی یه خواب ملس تا یک ساعت بعد از ساعت اداری داشته باشیم و بعد بریم مثلا سرکار !!! خلاصه نامردا خیلی بهمون سخت می گیرن اینجا ٬ خدا خودش هرچی ازش طلب می کنن و بگیره و بده به ما !!!

خوب دیگه چطورید بچه ها ؟ ٬ شما که جاتون مثل ما بد نیست که انشاءالله ؟!!! چی ؟ به پای جای ما نمی رسه ؟ بابا شما ها دیگه چه آدمایی هستین ٬ ما اینجا هزار کیلومتر دورتر از خونه و خواده داریم خدمت می کنیم هنوز می گین جای ما بهتره !!! بابا کی گفته جای ما بهتره !!! اینجا فقط صبحانه و نهار و شام رو مجانی بهمون می دن و یه تخت هم دادن و گفتن اینجا بخواب و صبح هم که بیدار شدی بیا اینجا تو این اتاق و اینجا روی این صندلی جلوی کولر بیشین و فلان کار رو هم انجام بده و بقیه و روز هم آزادی و در اختیار خودت ٬ باور کنین همه اینا روی هم می شه خدمت که ما داریم مثل مرد عرق می ریزیم و خدمت می کنیم. حالا هی بیاین و بگین جای ما بهتر از جای شما است !!!

چند روزی است که اومدیم مرخصی و دیدن خانواده و این هم جدیدترین عکسی که با دوستان گرفتیم. البته هنوز قسمت نشده جمال رو ببینم که انشاءالله فردا می بینمش.

درضمن چون ماه رمضان هستش و الان هم خودم خیلی گشنم شده یه چندتا عکس از غذاهای صلف دانشگاه می زارم تا هم خاطره های صلف دانشگاه براتون زنده بشه و هم دهنتون این دم افطاری بیشتر آب بیافته

قربان همتان

و امیدوارم که همیشه شاد باشید و جوان

و خدانگهدار.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/15ساعت 6 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  |