دینگ دینگ
سلام
خسته شدم بسکه دلم دنبال یک بهونه گشت
بسکه ترانه خوندم و برگ زمونه بر نگشت
بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونش نرسید
یکه سوار عاشقو هیچکی تو آینه ها ندید
حادثه عزیز من تنها تو موندنی شدی
بین همه ترانه ها تنها تو خوندنی شدی
دستای سردمو بگیر سقف ما دیوار نداره
یه روز تو قهطی غزل دنیا ما رو کم می زاره
خدانگهدار.
