ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش
بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش
شنوندگان توجه فرمائید ، شنوندگان توجه فرمائید ...
سلام دوستان قدیمی . حتما تا الان با این مقدمه چینی که من تدارک دیدم متوجه
موضوع شدید و نیازی به تفصیل نداره . بله این شمارش معکوس در واقع مربوط به
اعزام سه نفر از دوستان قدیمی هست که در تاریخ سه شنبه ۱/۲/۱۳۸۸ راهی
هستن برای خدمت سربازی . همانطور که پیشتر به email همه دوستان مطلبی در
این رابطه فرستادم دراینجا نیز خواهشمندم اگر بدی از ما به شما رسیده حلالمون
کنید .
در ضمن اونجایی که ما می ریم به همراه داشتن موبایل ممنوعه . بنابراین موبایلامون
دست اعضای خانواده مونه . توصیه می کنم تماسی ، پیامکی ، تک زنگی نزنین که
توسط خواهرامون بایکود می شه و مورد پیگرد قانونی . 
دیگه چی بگم روضه بخونم خوبه ؟
آی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
غریبی درد بی دررررررررمان غریبی
الهی طفل بی باااااااااااااابا نباشه
اگر باشه در این دن ن ن ن یا نباشه










+ نوشته شده در دوشنبه
1388/01/31ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی
|
+ نوشته شده در دوشنبه
1388/01/31ساعت 0 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو
|
+ نوشته شده در یکشنبه
1388/01/30ساعت 1 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو
|
+ نوشته شده در شنبه
1388/01/29ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی
|
+ نوشته شده در جمعه
1388/01/28ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/01/27ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی
|
بدین وسیله فوت ناگهانی دوست و همنشین سالهای کودکی ، یار دیرین ، همسری فداکار ، مادری مهربان ، پدری دلسوز ، معلمی عاشق ، پیرزنی قد خمیده ، مردی در تاریکی ، دختری با موهای پتیخ ، قتل در کال زرکش ، حمله چوقوکها ، جواهری در التیمور ، شبهای خواجه ربیع ، کافه ای در قاسم آباد ، رازقتل های زنجیره ای در دستشویی هایی در کتابخانه ای در قرقی .
اسامی دانش آموزانی که خوندم فورا بیان دم دفتر . عذر خواهم از تمامی دوستان در زمان نوشتن این پست حال خوشی ندارم .
من ترانه ، اصلا سن و سال مهم نیست اصل تفاهم بین زن و شوهره . برای سوسانو که کاری نداره کافیه فقط بخواد تسو نشد ، برادر اوته ، اون نشد خدا سایه جومونگو کم کنه .
چای میخوری ؟ نه متشکرم ، شوهرت کجاس ؟ رفته زوانتو . راستی اتومبیلم رو عوض کردم سی سی جون . اوا ا ا چرا ا ا ا ا ؟ آخه جاسیگاریش پرشده بود !!!
یارو لنگ بوده ، با کشتی می ره سفر ، بر می گرده ، ازش می پرسن چطور بود ؟ خوش گذشت ؟ می گه نه بابا . توی کشتی که بودم یه سره می گفتن لنگرو بندازین توی آب !!!
به ترکه می گن یه جمله بساز که توش مرده باشه ، می گه : آمبولانس !!!
خوب تا بعد ...
در ضمن از امروز ۱۰
+ نوشته شده در یکشنبه
1388/01/23ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی
|