تبليغاتX
دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

گور +به

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 3 بعد از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم

hi my friends . how are you today ? are you fine? i miss you alot

but i dont want to see you anytime any more . because......

هنوز زبانم کامل خوب نشده . همین دو سه روز پیش یه لبنانی از جلوی مغازه مون داشت رد می شد که اومد به طرف من . به زبان خودش خواستشو گفت . من نفهمیدم چی گفت . بعد که یه کم متوجه شدم آدرسی رو که می خواست به بدبختیا بهش گفتم و از جلوی چشام دور شد . همین طور که می رفت زیر نظرش داشتم تا اینکه دیدم داره بی راهه می ره . با عجله دویدم دنبالش گفتم کجا داری می ری رد شدی . اون بیچاره هم که یه کلمه از حرفای منو متوجه نمی شد . فقط با لهجه عربی می گفت : ممنون ، ممنون . یه ریز تشکر می کرد . بهش گفتم can you speak english  گفت yes  دیگه شروع کردیم . اسم تحفه ای داشت ولی دکتر بود از کشور لبنان اومده بود . دنبال یه جا می گشت کفش خانومشو تامیر کنه . بردمش توی مغازه مورد نظر حالا اینجا خیلی جالبه . من شده بودم مترجم . واسطه خارجیه و تامیرکاره . تجربه جالبی بود . خوشحال بودم از اینکه یه کار مفید تونسته بودم انجام بدم. دست آخر اینقدر از من تشکر کرد که نمی تونین تصورشو بکنین . بعدشم با در آغوش گرفتن هم ازهمدیگه جدا شدیم .

از یه بابت دیگه هم خوشحال بودم که تونسته بودم یه ذهنیت خوب و بشردوستانه از مردم ایران در فکر یک انسان خارجی بوجود بیارم . و این خودش خیلی ارزش داره .

  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

تنفر و عشق

علاقه و محبت شدیدی که سابقا به تو ابراز می کردم
دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
روز به روز بیشتر میشود و هرچه تو را بیشتر می شناسم
به دورویی و دورنگی تو بیشتر پی می برم و
این احساس در قلبم جای می گیرد که بالاخره باید
از هم جدا شویم و دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم که
روزی شریک زندگی تو باشم
اگرچه دوستی با برگها بهاری کوتاه بود ولی
بسیاری از اوراق و صفحات زندگی تو برای من روشن شده و مطمئن هستم که
جز تظاهر و دورویی چیز دیگری نیست
اگر دوستی ما سر بگیرد تمام عمر را
با پشیمانی خواهم گریست و اگرچه افسانه ی آشنایی ما غیر از این باشد از هم جدا
خوشبخت می شویم و حالا لازم است بگویم
این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش
این نامه را سرسری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است اگر
در صدد دوستی با من باشی بنابراین من از تو می خواهم
جواب نامه را ندهی چون نامه ی تو سراسر از
دروغ و تظاهر و خالی از هر گونه
محبت و علاقه است و تصمیم گرفتم برای همیشه
تو و یادگار عشقت را فراموش کنم چون دیگر به هیچ وجه نمی توانم
دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم
حالا اگر می خواهی به علاقه و محبت من نسبت به خودت پی ببری نامه ای را که نوشتم دوباره یک خط درمیان بخوان.

منبع: گروه بحث موفقیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/10ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  |