تبليغاتX
دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

قوانين مورفي

  این قوانین در مورد من صادق است آما در مورد شما رو نمی دانم؟

قانون مورفي در سال ‌١٩٤٩ در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت‌ترين آزمايش‌هاي پروژه يک تکنسين تمام سيم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت : اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه!!!

و اين اولين قانون مورفي بود که در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند

حالا برخی از قوانين مورفي :

اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

هيچ کاري آن طور که به نظر مي‌رسد ساده نيست.

وقتي در ترافيک گيرکرده‌اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي‌افتد.

هر کاري بيش از آن چه فکرش را مي‌کني دو برابر آن چه بايد وقت مي‌برد مگر اين که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي‌گيرد.

هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.

در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد در اين صورت درست سر وقت رفته اند !

اگر به نظر مي‌رسد همه چيزها خوب پيش مي‌روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.

احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.

هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.

اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان‌هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.

‌٨٠% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است .

قوانين اتوبوسي مورفي: اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. اگر زود برسي اتوبوس دير مي‌آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد .

قوانين كامپيوتري مورفي: ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود. اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.

قوانين عاشقانه ي مورفي: همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد. هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله‌اش از تو بيشتر است.


قوانین نظامی
هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن
اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند
اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی
اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن

قوانین تکنولوژی

منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند
اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد
اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد
در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است

فلسفه مورفي: " لبخند بزن ... فردا روز بدتريه "!!!

و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي‌شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين‌ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه کنار که بقيه رو با تاکسي بره. همين جوري راحت کنار بزرگراه ايستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده مي زنه بهش و مي‌ميره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/21ساعت 9 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

سلام

امريّه  ما هم عجب قصه اي داره ها !!!!

 قطار شهري ، شهرداري ، آموزش و پرورش ، آستان قدس ، دانشگاه امام حسين ، سپاه امام رضا ، جهاد كشاورزي ، ...

حرف همشون اين بود : "بايد يا از خانواده شهدا وايثارگر باشي يا تحت پوشش كميته امداد يا بهزيستي  باشي يا متاهل باشي "

بالفرض كه يكي ازموارد بالا باشيم ، رشته مونم بايد رشته اي باشه كه مورد نيازاونا باشه ، منّت خداي را عزّوجل كه ميون اين همه رشته اي كه قيد شده بود كتابداري نبود .!!!!

صبح كه ساعت هفت راه افتاديم تا لنگ ظهر تو خيابونا از آخرشم دست از پا دراز تر .

آخرين جا جهاد كشاورزي بود رفتيم پيش مسئولش گفت : يا رشته كشاورزي يا دام !!! گفتم : ببخشيد آبدارچي نمي خواين ؟ گفت اتفاقا چرا . بريد طبقه همكف ، شركت خدماتي فلان . خوشحال وخندان اومديم پايين و رفتيم سوار ماشين شديم و اومديم خانه . دلمون خوش بود كه يه جواب مثبت شنيده بوديم !!!

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

یک مصاحبه در مظلومیت کتابداری

با سلام
اگر چه بحث عنوان و محتوای رشته، بحثی قدیمی است اما مصاحبه استاد عزیز آقای حسن زاده بیانگر دیدگاه جالب توجهی است. مایلم چند نکته را ذکر نمایم .


1.  ایشان معتقدند که عنوان رشته کتابداری و اطلاع رسانی به محدودیت کاریابی برای متخصصان رشته منجر شده است. آنچه محدودیت ایجاد می کند محتوای رشته است و نه عنوان آن. محتوای رشته در کشورهای پیشرفته بسیار تغییر کرده است در حالی که عنوان آن تغییر چندانی نکرده است و همان کتابداری و اطلاع رسانی است. ولی در ایران محتوا هیچ تغییری نکرده است و ما تصور می کنیم با تغییر عنوان، مشکلات ما مرتفغ خواهد شد.  این مورد حتی در مورد جایگاه اجتماعی رشته نیز صدق می کند.
 
قدر مسلم تغییر عنوان رشته به هیچ وجه منجر به تغییر نگرش جامعه نخواهد شد و اعتبار اجتماعی نیز به بار نخواهد آورد. در حالی که در ایران،  دیدگاه عموم در مورد کتابداری یا با نا آگاهی و یا با تصور غلط کلیشه ای همراه است، در خارج از کشور این ناآگاهی در مورد اطلاع رسانی یا علم اطلاعات (Information Science) وجود دارد. طی 4-5 سال تحصیل در انگلیس حتی در محیط دانشگاهی نیز با کمتر کسی برخورد کردم که از من پرسیده باشد چه می خوانی و من گفته باشم دکترای اطلاع رسانی و وی با تعجبی به علامت اینکه «اطلاع رسانی دیگر چیست» به من نگاه نکرده باشد. عموم مردم آن را با علوم کامپیوتر اشتباه می گیرند. حتی به یاد دارم در کتابخانه دانشگاه محل تحصیلم؛ یو سی ال که از بهترین دانشگاههای دنیاست کار می کردم، در یکی از روزهای آغازین کار یکی از مدیران  برای اینکه با من و کارمند جدید دیگر بخش آشنا شود به اتاق ما آمد و از ما پرسید دانشجوی چه هستیم. وقتی گفتم اطلاع رسانی، با تعجب گفت همان کامپیوتر است دیگر!!. اگر چه وی یک کتابدار سنتی و قدیمی (و مسئول صحافی و حفاظت) بود اما به هر حال سالها در یکی از کتابخانه های بزرگ دانشگاهی انگلیس و کتابخانه های دیگر کارکرده است و حداقل از فردی نظیر وی انتظار می رفت که بداند اطلاع رسانی چیست. در مقابل در انگلستان اگر به مردم بگوئید کتابدار هستید عمدتاً تصویر روشنی از کار کتابداری دارند و دلیل آن نیز سالها تلاش کتابداران برای خدمت به جامعه و اثبات جایگاه اجتماعی خودشان است (که البته این، در کنار خواست جمعی و درایت سیاستمداران و دلتمردان حاصل شده است). لذا عوض کردن عنوان رشته تنها به معنی پنهان شدن در پشت ناآگاهی اجتماعی است و نه کسب اعتبار و یا جایگاه اجتماعی.
 
2. مدیریت دانش و اطلاعات و علم اطلاعات همان کتابداری پیشرفته نیستند. این پندارچندان درستی نیست که تصور کنیم اطلاع رسانی همان کتابداری است و یا اینکه مدیریت دانش و مدیریت اطلاعات همان کتابداری جدید است. اگر چنین بود که در یک دانشگاه نظیر شفیلد، یو سی ال و یا سیتی لندن این رشته ها به صورت مجزا در کنار یکدیگر تدریس نمی شدند. حتماً تفاوتی وجود دارد که دانشگاههای معتبر دنیا هم فوق لیسانس کتابداری دارند، هم فوق لیسانس اطلاع رسانی، و هم فوق لیسانس مدیریت دانش (در کنار یکدیگر). حتی اطلاع رسانی و کتابداری نیز دو چیز جدا (البته با اشتراکات بسیار) هستند. در این مورد شما را ارجاع می دهم به تعدادی از مقالات پروفسور تفکو ساراسویچ، به ویژه مقاله 1999 وی در مورد اطلاع رسانی (ضمیمه است). وی در مقاله می گوید: «بستر مشترک میان علم کتابداری و علم اطلاعات، که بسیار قوی است، عبارت است از اشتراک در نقش اجتماعی آنها و .... اما تفاوتهای مهمی نیز با هم دارند» {که 5 مورد را ذکر می کند. ص. 1060} وی ادامه می دهد که «همه این تفاوتها متضمن یک نتیجه است و آن اینکه کتابداری و علم اطلاعات دو حوزه مجزا با روابط بین رشته ای مستحکم هستند، نه اینکه یک رشته باشند یا اینکه یکی، شکل خاصتری از دیگری باشد.»
 
وی در یکی از مقالات قدیمی خود (به گمانم 1975 که البته هنوز نیز بر سر آن حرف است) گفته بود که موضوع اصلی علم اطلاعات در یک کلمه مفهوم ربط است حال اینکه موضوع اصلی کتابداری ربط نیست بلکه چیزهای دیگر است. (در این مورد به مقاله 2007 درباره بازیابی اطلاعات نیز می توانید رجوع کنید). وی معتقد است که عنوان رشته و موارد این چنینی اهمیت چندانی ندارند آنچه اهمیت دارد گزینش و تعریف مسئله هایی است که یک رشته به آنها می پردازد؛ و نیز الگوها و پایه های نظری و راه حلهای عملی. البته ذکر این نکته لازم است که افراد دیگری نیز هستند (نظیر واکاری) که اعتقاد دارند کتابداری و اطلاع رسانی یکی هستند اما به نظر می آید شواهد عینی، نظر افرادی چون ساراسویچ را بیشتر پشتیبانی می کند. این نکته را ذکر نکردم که بگویم این دو (کتابداری و اطلاع رسانی) باید از هم جدا شوند. پذیرفتن و به کارگیری نام کتابداری و اطلاع رسانی به عنوان نام یک رشته واحد، مزایایی در عمل دارد، و ما نیز بهتر است از همین روند تبعیت کنیم، چه بسا که تاکنون کرده ایم. در مورد مدیریت دانش و اطلاعات که جای بحث ندارد چرا که محتوا و کاربرد آنها (و نیازی که به شکل گیری آنها منجر شده، از جمله نیاز سازمانهای تجاری به مدیریت اطلاعات و دانش و اعتقاد به این استعاره که هر کاری یک کار اطلاعاتی است {Any business is an information business}) متفاوت است.
 
3. پیش از آنکه به تغییر عنوان یک رشته بیاندیشیم شاید بهتر باشد برای تغییر و اصلاح محتوای آن اقدامی انجام دهیم. اگر تحول مثبتی در محتوای دروس کتابداری حاصل شود (که البته نوید آن نیز داده شده است!) چه بسا دلسردی دانشجویان این رشته نیز کاهش و اعتماد به نفس آنان افزایش یابد.

ماشین بی ام و باید موتور بی ام و زیر کاپوتش باشد، والا نام بی ام و آن را به حرکت در نخواهد آورد.
ارادتمند
حمید رضا جمالی
استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/18ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

ای کاش همه را میدیدیم

 

 0

 

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...

به جز مداد سفيد...

هيچ کس به او کار نمي داد...

همه مي گفتند:

تو به هيچ دردي نمي خوري...

يه شب که مداد رنگي ها توي سياهي کاغذ گم شده بودند...

مداد سفيد تا صبح کار کرد...

ماه کشيد...

مهتاب کشيد...

و اونقدر ستاره کشيد

که کوچیک وکوچیک و کوچیک تر شد...

  

                 

 

 

صبح ...

توي جعبه ي مداد رنگي...

جاي خالي او...

با هيچ رنگي پر نشد

 

 

برگرفته از گروه الهه موفقیت

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 9 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  |