سلام
چند تا عکس از خورشید گرفتگی گرفتم ( نگاه می کنین ؟ )






ممنون که نگاه کردین.
راستی جمال جان ٬ ببخش که این مطلب رو با فاصله ی چند ساعته از مطلب تو می زارم و باعث می شم که مطلبت بره پایین ولی این از اون اتفاقهای استثناییه که نمی شه برای انتشار عکساش زیاد صبر کرد.
درضمن جمال جان اینم راجع به مطلب خودت بگم که ٬ داداشه من ٬ اون دل تو هستش که مثل کاروانسرا امروز زهرا توش صاحبخونه است و فردا مهشید و پس فردا هنگامه و ماه بعد یه خوشگل دیگه!!! دلهای ما فقل و بند درست حسابی داره و غیر از نرگس و سوسن و فرنگیس و سودابه کس دیگه ای بهش راه پیدا نمی کنه ٬ خاطرت جمع. 
ممنون از همتون و خدانگهدار.
+ نوشته شده در شنبه
1387/05/12ساعت 3 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو
|
سلام .
نمي دونم چي مي خوام بگم و چي مي خوام بنويسم ولي اميدوارم تهش به يه جاي خوب برسه كه از اين طريق جبران اين چند روزي هم كه كم پيدا بودم رو بكنم . آخه شما كه نمي دونين طي چند روز گذشته يه اتفاقي برام افتاد كه تا حدودي منو متحول كرد و باعث شد از اين رو به اون رو بشم . يعني خواست و عنايت حضرت دوست بود ، خودش منو دعوت كرد مگه نه بنده چي كاره هست ؟ كار ندارم سرتونو بدرد نيارم . (هيچي نگين حاج آقا رفتن رو منبر) توي اين دنيا (بله ديگه اين جماعت تا تقي به توقي مي خوره گير ميدن به اين دنيا) خيلي خوب بابا از دنيا نمي گم از يه چيز ديگه مي خوام بگم كه هر چي انسان مي كشه از دست اونه . مي خوام از دل بگم . حساس ترين نقطه وجودي انسان . كه خودتون حتما به اهميت اون واقف هستين . ولي بازهم به چگونگي اين امر اشاره خواهم كرد . دل مركز كنترل خواسته ها و نيازهاست و به تبع اون انسان رو به سمت و سوي دلخواه خودش سوق مي دهد . يه ويژگي ديگه هم داره مي تونه با مرور زمان با توجه به نوع رفتار انسان تيره و تار بشه و سياهي تمام وجود دل رو در بر بگيره يا روز به روز به نورانيت اون افزوده بشه . ولي بچه ها خيلي خطرناكه آخه همين دل انسان رو به يه راههايي مي كشونه كه نگو . آخه يكي نيست بگه بابا اين دل كه بي صاحب نيست ، صاحب خونه اي هست ، اين خونه مولا داره ، سرور داره ، اين خونه جاي اونه ، جاي خداست . ما چرا دلامون كاروانسراست ؟؟؟؟؟؟ بابا جون اينجا خونه و ويلاي شخصيه . به هيچ عنوان اجاره اي نيست چرا اينقدر مستاجر مياريم براي دلمون . به گند كشيديم اين خونه رو . گريه گريه گريه . حالا جواب صاحب خونه رو چي مي خواي بدي ي ي ي ي ؟ ولي به خودش قسم اينقدر مهربونه كه زود چشم پوشي مي كنه . آخه خودش مي دونه اشتباه كرديم ، نفهمديم ، شيطون گولمون زد ، آخه ما كه جز اون كسي رو نداريم . توي دعاي كميل خوندين " الهي و ربي من لي غيرك " يعني خدايا ما كه جز تو كسي رو نداريم ، اگه تو دستمو نگيري كي به دادم مي رسه ، پدر مادر مي رن ، خواهر برادر مي رن ، دوست و آشنا مي رن ، تو تنها كس من هستي . مي گن از مادر مهربون تري .
يه شب توي تلويزيون توي دعاي كميل ، اون مداحه خيلي قشنگ مهر خدا رو به تصوير كشيده بود . مي گفت يه بنده كه از اين دنيا مي ره طبق مراسم خاصي توي قبر مي ذارنش و تنهاش مي ذارن و مي رن . زبان حال خدا رو مي گفت كه با اون بنده فوت شده صحبت مي كرد . مي گفت بنده من ، چقدر توي دنيا بهت گفتم به چيزاي بي خودي دل نبند ، گناه نكن ، خونه دلتو تيره و تار نكن ، داري منو از دست مي دي ها ، چقدر بهت گفتم بنده من ، دوست دارم . ولي گوش نكردي ، حالا كو ، كجا رفتن زن و فرزند ، كجا رفتن پدر و مادر و برادر خواهرات ، تنها موندي ؟؟؟؟؟ بي معرفتي كردي ولي من بي معرفت نيستم ، نترس خودم باهاتم . خودم تا روز قيامت مواضبتم .
قربون اين مادرا برم ، اينها كه اينقدر با محبتند و اينقدر نسبت به همه بالاخص فرزند مهر دارند حالا خدا رو چند مرتبه مهربون تر از مادر فرض كن . نمي توني فرض كني سيمات قاطي مي كنه . براي راضي كردنش هم نمي خواد كوه رو از جا بكني . خودش گفته تو دو تا كار بكن مي ري توي بهشت . چهار كلمه هم بيشتر نيست " انجام واجبات ، ترك محرمات "
خوب حاج آقا فكش گرم شد نفهميد چي كار كرد فقط اميدوارم عرايضش مفيد فايده بوده باشه . تا بعد خدانگهدار
+ نوشته شده در جمعه
1387/05/11ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی
|
سلام
فردا جمعه ( ۱۱/۵/۸۷ ) خورشید خواهد گرفت.
در مشهد در حدود ۵۰ درصد خورشید می گیره
شروع گرفت در مشهد ساعت ۱۴:۳۶ دقیقه
حداکثر گرفت ساعت ۱۵:۳۹ دقیقه
پایان گرفت ساعت ۱۶:۳۷ دقیقه
از دستش ندین ها ٬ از این فرصت ها کم پیش می آد ٬ نماز آیات هم فراموشتون نشه.
قابل گفتنه که خورشید گرفتگی بعدی در ایران در تاریخ ۳۰/۱۱/۱۴۲۲ رخ خواهد داد پس اصلا از دستش ندین.
و بر طبق قوانین فیزیک پانزده رو بعد از این خورشید گرفتگی ٬ ماه خواهد گرفت . اون رو هم از دست ندین.
خدانگهدار.
+ نوشته شده در جمعه
1387/05/11ساعت 3 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/05/09ساعت 1 قبل از ظهر  توسط پ.محمودی
|
سلام
می دونین یه ضد حال واقعی چیه؟
اینه که ساعت چهار نیمه شب ٬ بعد از یک ساعت جستجو توی گوگل و پیدا کردن چندتا مقاله خوب که مدتها دنبالشون بودی ٬ یه دفعه برق قطع و وصل می شه 


باور کنین که یه جاییم خیلی سوزش گرفت ٬ بعد از اون همه جستجو دوباره روز از نو روزی از نو ٬ تازه وقتی بفهمی که منبع تغذیه کامپیوترت هم در طی این حادثه جان به جان آفرین تسلیم کرده بیشتر سوزت می گیره.
خدانگهدار.
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/05/08ساعت 9 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو
|