تبليغاتX
دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

دانشجویان ورودی 83 فردوسی مشهد(کتابداری)

ستوان دوم کتابدار وظیفه

آخه من چی گناهی کردم که هم توی آموزشی هم توی خدمت (زاهدان) باید با این آدم همکاسه بشم. از طرفی پدرومادرش اونو به دست من سپردن ، در واقع امانت مردمه . خوب چی کارش کنم تحملش می کنم دیگه .

و اما دوستان قدیمی ، سلام حالتون چطوره ؟ خوبین ایشاالله ؟ خانواده محترم خوبن ؟ ای به لطف شما ، ما هم هنوز زنده ایم ولی از این به بعدش دیگه شک دارم زنده برگردم . البته ه ه ه ما که با ریگی جون این حرفا رو نداریم . زمین خورده شیم .

امیدوارم این مدت باقی مونده رو به خیر و خوشی و به سلامتی پشت سر بگذرونیم و به آغوش گرم خونواده برگردیم . باور کنین خدمت سربازی برای همه پسرا یک واجب کفاییه ، تا از این طریق قدر عافیت رو بدونن . بفهمن پدر ومادر چه نعمتی هستن . و البته برای کسانی که متاهل هستن ، همسر آدم یه چیز دیگه است !!!  و و و ... راستی من به بچه های هم خدمتی گفتم اگه بیفتم زاهدان مجبورم دست به یه کارایی بزنم که بندازنم مشهد !!! ولی نه ... دو تا شدن دل و جرات می خواد که ما نداریم !!!

راستی یه لطیفه :

یه کتابدار رستوران می زنه ، ظهر که می شه ، روی شیشه مغازش می نویسه " بیست دقیقه برای نهار تعطیل "

خدانگهدار همه تون .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

زندگی یعنی همین

 

سلام به همه دوستان قدیمی و دانشگاهی

حال و احوالتون چطوره ؟ چنداتون هنوز زنده اید؟ چندتاتون عروس شدین؟ چندتاتون داماد شدین؟

ما آموزشی رو تموم کردیم و تقسیمات بعدی برای خدمت هم برای ما در اومده زاهدان ، یعنی باید بریم زاهدان خدمت کنیم.

احتمالا تا چند وقت دیگه خبر مرگمون رو براتون می آرن  ولی خوب این خودش خوبه دیگه در راه وطن آدم بمیره مگه بده ؟ تازه عکست و اسمت رو هم توی تلویزیون پخش می کنن

به هر حال مطمئنا نباید انتظار یه جای خوب و با امکانات رو داشته باشم ، خودم رو برای هر چیزی آماده کردم و از شما هم می خوام که برام دعا کنین.

شاد باشید و جوان و تا بعد خدانگهدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 9 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

یه عکس از یه دوران جدید

سلام به همه دوستان ، هر چند به نظر می آد که این وبلاگ دیگه بازدید کننده آشنا نداره و هر کسی هم که می آد و می ره گذری مسیرش به اینجا می افته و دیگه از بچه ها خبری نیست ولی به هر حال ما دوباره یه سری به اینجا زدیم تا خاطرات خوب دانشجوییمون رو زنده کنیم و یاد اون روزها بیافتیم.

از اونجایی که آدم بداهه گویی نیستم و نمی تونم در لحظه جملات رو خوب به هم وصل کنم زیاد صحبت نمی کنم و فقط عکس پایین رو براتون می زارم ، عکسی که توی سربازی با بچه ها گرفتیم.

با آرزوی شاد و جوان بودن همتان و خدانگهدار.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/07ساعت 6 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

بارمز یا زهرا(س)

ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش

 بهر نبردی بی امان آماده باش آماده باش

شنوندگان توجه فرمائید ، شنوندگان توجه فرمائید ...

سلام دوستان قدیمی . حتما تا الان با این مقدمه چینی که من تدارک دیدم متوجه

موضوع شدید و نیازی به تفصیل نداره . بله این شمارش معکوس در واقع مربوط به

اعزام سه نفر از دوستان قدیمی هست که در تاریخ سه شنبه ۱/۲/۱۳۸۸ راهی

هستن برای خدمت سربازی . همانطور که پیشتر به email همه دوستان مطلبی در

 این رابطه فرستادم دراینجا نیز خواهشمندم اگر بدی از ما به شما رسیده حلالمون

کنید .

در ضمن اونجایی که ما می ریم به همراه داشتن موبایل ممنوعه . بنابراین موبایلامون

دست اعضای خانواده مونه . توصیه می کنم تماسی ، پیامکی ، تک زنگی نزنین که

توسط خواهرامون بایکود می شه و مورد پیگرد قانونی .

دیگه چی بگم روضه بخونم خوبه ؟ 

آی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی

 غریبی درد بی دررررررررمان غریبی

الهی طفل بی باااااااااااااابا نباشه

اگر باشه در این دن ن ن ن یا نباشه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

شمارش معکوس

۱

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 0 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

شمارش معکوس

۲

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 1 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

شمارش معکوس

۳

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

شمارش معکوس

۴

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

شمارش معکوس

۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

عرض تسلیت

بدین وسیله فوت ناگهانی دوست و همنشین سالهای کودکی ، یار دیرین ، همسری فداکار ، مادری مهربان ، پدری دلسوز ، معلمی عاشق ، پیرزنی قد خمیده ، مردی در تاریکی ، دختری با موهای پتیخ ، قتل در کال زرکش ، حمله چوقوکها ، جواهری در التیمور ، شبهای خواجه ربیع ، کافه ای در قاسم آباد ، رازقتل های زنجیره ای در دستشویی هایی در کتابخانه ای در قرقی .

اسامی دانش آموزانی که خوندم فورا بیان دم دفتر . عذر خواهم از تمامی دوستان در زمان نوشتن این پست حال خوشی ندارم .

من ترانه ، اصلا سن و سال مهم نیست اصل تفاهم بین زن و شوهره . برای سوسانو که کاری نداره کافیه فقط بخواد تسو نشد ، برادر اوته ، اون نشد خدا سایه جومونگو کم کنه .

چای میخوری ؟ نه متشکرم ، شوهرت کجاس ؟ رفته زوانتو . راستی اتومبیلم رو عوض کردم سی سی جون . اوا ا ا چرا ا ا ا ا ؟ آخه جاسیگاریش پرشده بود !!!

یارو لنگ بوده ، با کشتی می ره سفر ، بر می گرده ، ازش می پرسن چطور بود ؟ خوش گذشت ؟ می گه نه بابا . توی کشتی که بودم  یه سره می گفتن لنگرو بندازین توی آب !!!

به ترکه می گن یه جمله بساز که توش مرده باشه ، می گه : آمبولانس !!!

خوب تا بعد ...

در ضمن از امروز ۱۰

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

شمارش معکوس

۱۴ ، چهار ده  ۱۴ ، چهار ده

۱۴ ، چهار ده ۱۴ ، چهار ده

۱۴ ، چهار ده ۱۴ ، چهار ده

۱۴ ، چهار ده ۱۴ ، چهار ده

۱۴ ، چهار ده ۱۴ ، چهار ده

 

خودشون می فهمن منظور من چیه ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

یه کم تاریخ مصرف گذشته

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/15ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

سلمان

درود خداوند بر همه شما

 

خادم و خدمتگذار شما ، یوذارسیو

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/10ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

داغ و داغ

(به سبک مرد دوهزار چهره) : به به ٬ به به ٬  جواد به به ٬ جمال به به.

خدانگهدار و دیگر هیچ.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/04ساعت 11 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

زیبایی

پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟

مادرش گفت: چون من زن هستم.

پسر بچه گفت: من نمي‌فهمم.

مادر گفت: تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد.

بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟

پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند.

پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه ميکنند.

بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند.

او از خدا پرسيد: خدايا، چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟

خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد.

و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود.

به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.

به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد.

به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند.

و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.

او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد.

خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است.

زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 10 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

دوستان قديمي

  سلام ، سال 87 اگه بد بود, اگه سخت بود, اگه اشکامونو در اورد,اگه به ما وفا نکرد,اگه آسمون دلمون ابری بود یا 100 دلیل دیگه اصلا دیگه مهم نیستن. می دونید چرا؟؟!چون همیشه می گن دریا اگه طوفانی نباشه هیچ ناخدایی هم قهرمان نمی شه.مگه دلتون نمی خواد قهرمان داستان زندگی خودتون باشید یا اینکه مثل آرش کمانگیر واسه سرزمین قلبتون وسعت تعیین کنید؟

... فردا طبیعت خدا فارغ می شه و فرزندی به نام بهار متولد می شه. همه باید بخندیم و شاد باشیم چون وقتی بهار بیاد با اون اشکای بهاریش همه غصه ها را از دل ما می شوره و دیگه غصه ای نیست حتی قد سر سوزن.آخه بهار هنوز جوونه و اماده جوانه زدنه.

زماني كه به فردا اميدواري، اقتدار ازآن توست.پس بیایید همیشه امیدوار باشیم.

سال88 مبارک.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/30ساعت 0 قبل از ظهر  توسط پ.محمودی  | 

یک لحظه غفلت یک عمر ...

سلام سلام سلام

گفتم این دم عیدی اینقدر صدا و سیما داره تبلیغ می کنه ما هم یه توصیه دوستانه بکنیم بلکن تاثیر کرد.

بچه ها (بخصوص آقایون) این دم عیدی اگه جایی می رین تو رو به خدا مواظب باشین. یک لحظه غفلت یک عمر پشیمانی. یه وقت چشمتون نگیره به چشم دختر فامیل و بعدش خودتون رو بدبخت کنین ها

قربان همتون و خدانگهدار.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 12 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

عید بر همگی مبارک

سال نو مبارک

 

دوستان قدیمی من

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/29ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

نوروز پیروز

سلام

میلاد محمد مصطفی و همچنین سال نو مبارک.

خدانگهدار.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/23ساعت 11 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

موضوع نیاز نداره !!!

سلام

فکر کنم نزدیکای عید پارسال بود که گرفتیمش.

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/19ساعت 3 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

سلام

جون من یه سری به بخش نظرات لینک زیر بزنین و ببینین به من چی گفتن !!!

http://doostan.blogfa.com/post-222.aspx

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت 4 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

سلام

امروز رفتیم دانشکده ، زیاد یاد کردیم از همه.

( یه چیزی واسه مسعود بنویسم که می دونم با دیدن جواد توی عکس ها سوال هایی براش ایجاد شده ، مسعود جان ما خودمون هم از دیدنش تو دانشکده چارچنگولی موندیم ولی بلاخره چه می شه کرد دیگه!!! جواد دیگه ، می دونی که در ضمینه حرکت به شکل امواج نامرئی دستش با جن ها تو یه کاسه است. ( پروتکل ۷۷۷ داره ) )

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت 11 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

خاطره

 

سلام به همه دوستان

داشتم خاطرات دانشگاه رو با نگاه کردن به عکس هام مرور می کردم که به یه عکس خیلی خاطره انگیز برخوردم البته به نظرم رسید که یه تعداد آدم تو این عکس هستن که کلاً اضافی ان و از اول هم نباید توی عکس می بودن. برای همین هم من خطشون گرفتم.

اصولا فقط همون سه نفر سمت چپ باحالن و بقیه رو باید ...  

خدانگهدار.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 10 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

تکان دهنده ترین عکسهای نیم قرن گذشته

 World Press Photo یک سازمان مستقل و غیرانتفاعی است که دفترش در آمستردام هلند قرار دارد و از سال 1955، هر ساله بهترین عکس‌های خبری را انتخاب می‌کند. هدف این تشکیلات از این کار ترغیب کردن رعایت استانداردهای حرفه‌ای در زمینه فتو‌ ژورنالیسم و تشویق مبادله آزاد و بدون محدودیت اطلاعات است.
 

در واقع World Press Photo بزرگ‌ترین و با اعتبارترین رقابت‌‌ عکس خبری را در سطح جهان اداره می‌کند. در این پست به معرفی بهترین عکس‌های خبری نیم قرن اخیر که از سوی این سازمان انتخاب شده است ، می‌پردازم.

مرور این عکس‌ها، متأسفانه چهره زشت و آمیخته با فقر و جهل و غرور و تعصب دنیا را پدیدار می‌کند. 
  

1956 ، آلمان غربی: یک سرباز آلمانی بعد از طی دوره اسارت در روسیه به میهنش بازگشته و با دختر 12 ساله‌اش که از یک سالگی او را ندیده ، ملاقات می‌کند.

 

 

1958 ، پراگ ، چک‌اسلواکی: مسابقه فوتبال بین پراگ و براتیسلاوا.

 

 

 اکتبر 1960 ، توکیو ، ژاپن: یک دانشجوی جناح راست ،
رهبر سوسیالیست‌ها Inejiro Asanuma را ترور می‌کند.

 

 

ژوئن 1962 ، ونزوئلا: سربازی که مورد اصابت گلوله یک تک‌تیرانداز قرار گرفته
در آغوش یک افسر نیروی دریایی. عکاس این عکس را در حالت درازکش برای پرهیز از
اصابت گلوله تک‌تیرانداز به خودش گرفته است.

 

 ژوئن 1963 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: یک بودائی در اعتراض به آزار و اذیت
پیروان مذاهب به وسیله دولت ویتنام جنوبی خودسوزی کرده است. این عکس‌
تأثیرگذار باعث شد ، رئیس جمهور کندی حمایت از دولت وبتنام جنوبی را متوقف کند.

 

 

آوریل 1964 ، قبرس: یک زن ترک به عزای شوهرش که در جنگ داخلی بین
ترک‌ها و یونانی‌ها در جزیره قبرس کشته شده ، نشسته است.

 

 

 سپتامبر 1965 ، ویتنام جنوبی: یک مادر و فرزندانش برای فرار از بمباران آمریکایی‌ها
از عرض رودخانه عبور می‌کنند.

 

 

 می 1967 ، ویتنام جنوبی: فرمانده یک تانک M48 آمریکایی ،
عکاس هلندی این عکس را در حالی که روی کف داغ تانک خوابیده بود ،
گرفت. وی تنها عکاس هلندی بود که برنده بهترین عکس خبری سال شد.

 

 

 اول فوریه 1968 ، سایگون ، ویتنام جنوبی: پلیس ملی ویتنام جنوبی
 Nguyen Ngoc Loan ، یک ویت کنگ را اعدام می کند.
عکاس: Eddie Adams.

 

 

می 1969 ، لاندوندری ، ایرلند شمالی: یک کاتولیک جوان در زمان درگیری با نیروهای بریتانیایی. عکاس آلمانی این عکس هانس جورج آندرس ، بعد از یک شب درگیری خیابانی در ایرلند و در شرایطی که پلیس گاز اشک آور شلیک کرده بود ،  پسر جوانی را دید که ماسک ضد گاز بر سر داشت و روبروی دیواری ایستاده  که روی آن نوشته شده:"ما صلح می‌خواهیم" ،  قبل از اینکه گاز اشک‌آور خود عکاس را درگیر کند ، وی فرصت پیدا کرد ، دو عکس از این پسر بگیرد.

 

 

 دسامبر 1971 ، آلمان غربی: تیراندازی بین پلیس و دزدان بانک

    

 11 سپتامبر 1973 ، سانتیاگو  شیلی:  سالوادور آلنده ، رئیس جمهور شیلی
لحظاتی قبل از مرگ در جریان کودتای پینوشه ، عکاس این عکس ناشناس است و
نیویورک تایمز این عکس را از منبعی که بر ناشناس ماندنش اصرار داشت ، به دست آورد.

 

 

جولای 1974 ، نیجر: یک قربانی خشکسالی

 

 

جولای 1974 ، بوستون آمریکا: یک زن و یک دختر خودشان را از یک ساختمان در حال اشتعال به پایین پرت می‌کنند.

 

 

ژانویه 1976 ، بیروت لبنان: آوارگان فلسطینی. عکاس این عکس Françoise Demulder نخستین زنی است که توانست جایزه "بهترین عکس خبری سال" را تصاحب کند.
وی در شرایطی برنده شد که این جایزه بیستمین سالگرد خود را تجربه می‌کرد.

 

 

 آگوست 1977 ، آفریقای جنوبی: پلس در خارج کیپ تاون به سوی
شرکت‌کنندگان در یک تظاهرات نشسته که برای اعتراض به ویرانی
خانه‌هایشان تجمع کرده بودند ، گاز اشک‌آور شلیک می‌کند.

 

 

  مارس 1978 ، توکیو ، ژاپن: تظاهراتی بر علیه ساخت یک فرودگاه در ژاپن

 

 

 نوامیر 1979 ، تایلند: اردوگاه آوارگان ، یک زن کامبوجی در حالی که
فرزندش را در آغوش گرفته است ، منتظر توزیع غذا است.

 

 

 آوریل 1980 ، اوگاندا: یک پسر دچار سوء تغذییه شدید. عکاس این عکس  وقتی
که فهمید همان مؤسسه‌ای که از انتشار این عکس به مدت 5 ماه خودداری کرده است ،
عکس را وارد رقابت عکاسی کرده است ، بسیار ناراحت شد. وقتی عکس برنده
جایزه "بهترین عکس خبری سال" شد ، عکاس  بسیار برآشفت ، چون مخالف
برنده شدن در رقابت‌های عکاسی از راه انتشار عکس افراد گرسنه و در حال مرگ بود.

 

 

 فوریه 1981: مادرید اسپانیا. پلیس نظامی پارلمان اسپانیا را تصرف کرده است.
عکاس از بیم توقیف عکس‌ها ، نگاتیوها را در کفشش قرار داد..

 

 

 اکتبر 1983 ، شرق ترکیه: بعد از یک زلزله ، زنی جسد 5 فرزندش را پیدا کرده است.

 

 

 دسامبر 1984 ، بوپال هند: جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از
یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس ، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.

 

 

نوامبر 1985 ، کلمبیا: یک دختر 12 ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است ، بعد از 60 ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.

 

 

دسامبر 1978 ، کره جنوبی: تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.

 

 

 دسامبر 1988: شوروی: زلزله ارمنستان

 

 

 4 ژوئن 1989 ، پکن چین: عکس مشهوری که نیاز به توضیح ندارد.

 

 

 ژانویه 1990 ، کوزوو ، یوگسلاوی: عزاداری برای مردی که در جریان
تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است

 

 

 نوامبر 1993 ، سومالی: مادری فرزندش را آماده خاک‌سپاری می‌کند.
کودک به خاطر قحطی فوت کرده است.

 

 

 ژوئن 1994 ، رواندا: چهره مردی از قبیله هوتو که از سوی همِ‌قبیله‌ای‌هایش
به خاطر ظن به همکاری با قوم توتسی شکنجه شده است.

 

 

 می 1995 ، چچن: چهره یک آواره در حال انتقال به اردوگاه آوارگان
در جریان مناقشه بین نیروهای جدایی‌طلب چچن و ارتش روسیه.

 

 

1996 ، آنگولا: یک قربانی انفجار مین

 

 

سپتامبر 1997 ، الجزیره الجزایر: یک زن در خارج بیمارستانی که مجروحان و کشته‌شدگان قتل عام بنت‌الله به  آن منتقل می‌شوند ، در حال شیون است.

   

 آوریل 1989 ، آلبانی: یک مرد آلبانیایی در حال قدم زدن در خیابانی در Kukës آلبانی
که در آن خشونت‌های نژادی شیوع زیادی دارد. عکاس موفق نشد با این مرد حرف بزند.

 

 

سال 2001 ، پاکستان: پیکر یک پسربچه آواره افغان آماده خاک‌سپاری می‌شود.

 

 

 23 ژوئن 2002 ، قزوین ، ایران: پسربچه‌ای در مراسم به
خاک‌سپاری پدرش که در جریان زلزله کشته شده است.

 

 

دسامیر 2004 ، تامیل‌نادو هند: زنی در ماتم نزدیکان کشته شده‌اش در سونامی

 

 

آگوست 2005 ، نیجر: مادر و فرزند در یک مرکز اورژانس توزیع غذا

منبع گروه موفقیت

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 10 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

تیتر رسانه ها باگسترش ازدواج موقت

 

احتمالا با گسترش ازدواج موقت ، شاهد این تیترها در رسانه ها خواهیم بود :

* بانك تجارت جایزه هزار ازدواج موقت را به جوایز خود اضافه كرد

* رئیس اتحادیه محضرداران:

محضرهای شبانه روزی ِ سرپایی در صد نقطه تهران برپا می شوند

* تور یک روزه گلابگیری کاشان همراه باازدواج موقت با خانم یا آقای انتخابی شما

* با خرید یك خط ایرانسل در قرعه كشی ازدواجموقت شركت كنید

* یك مقام آگاه:

منظور وزیر كشور ازدواج مجدد بوده است نهموقت

* مجله هتلداری:

رئیس اتحادیه هتل ها و هتل آپارتمان هایتهران از افزایش تقاضا در سطح پایتخت خبر داد

* امید جوان:

یك محضردار تهرانی: فارسی هم قبولاست

* بانک ملی:

* دستگاه های خودکار جاری کننده ازدواج موقت در نقاط مختلف شهر نصب می شوند

* پیک سنجش:

رئیس سازمان سنجش: رشته محضرداری به كنكور 86 اضافه می شود

* روزنامه همشهری ویژه نامه نیازمندی هایازدواج موقت منتشر می كند

* هفته نامه عصرارتباط:

سی دی آموزش ازدواج موقت وارد بازارشد

* هیأت دولت تصویب كرد:

مسؤولان بدون امضای رئیس جمهور نمی توانندازدواج موقت كنند

* چلچراغ:

موقتاً ازدواج می كنم

* گزارش هفته همشهریجوان:

جوان ایرانی: من صیغه میكنم

* مجله دانشمند:

پیشگیر ِ موقت به دست دانشمندان جوان ایرانی اختراع شد

* رشد چشمگیر فروش قاچاق بمب ساعتی در میان زنان متأهل

* گزارشگر اجتماعی هم میهن:

دست پخت زنان متأهل دیگر خریدارندارد

* فوری:

وزارت كشور به محاصره زنان تهرانی درآمد

* شرق:

نخبه كشی و ازدواج موقت در گفتگو با محسنكدیور

* جمیله كدیور:

خداااااااااا

* پیش فروش كانكس های سوییت پیش ساخته آغازشد

* یك منبع آگاه در گفت وگو بافارس:

سی دی منتشرشده از ازدواج موقت یك مقام دولتی، کار فوتوشاپ است

* بنیاد باران به ریاست خاتمی بار دیگرتشكیل جلسه داد

* سایت مبارزین:

احمدی نژاد: ما می توانیم

* خبرگزاری موقت نیوز از سوی وزارت كشور راهاندازی شد

* الشرق الاوسط:

ازدواج موقت، توطئه شیعیان برای تسلط برمنطقه است

* رشد گرایش به مذهب تشیع در میان اهل سنت جهان

* آسوشیوتدپرس:

فوری/// رایس شیعه شد

* رایس:

نزدیكی با ایران در صدر اهداف من از گرویدنبه تشیع است

* مجله فیلم: كیدمن:

ازدواج موقت بهترین راه حل برای جلوگیری ازگرایش هنرپیشگان هالیوود به فحشاست

* اعتماد ملی:

حجت الاسلام كروبی: من كه گفتهبودم

* نیكی كریمی:

ساخت فیلم ازدواج موقت را تكذیب میكنم

* فرزندان صیغه در گفت وگو با رجانیوز:

به خود می بالیم

* سازمان بهزیستی جشن ازدواج موقت دانشجویی برگزار میشود

* كارشناسان بهداشتی:

صیغه بر افزایش ضریب هوشی فرزندان تأثیرمثبت دارد

* دبیر سرویس ازدواج موقت ایسنا:

مسؤولان حمایت كنند

* گزارش تصویری فارس از ازدواج موقت در سطحتهران

* الجزیره:در كشور خبر داد

* ایران خودرو:

همسران موقت صاحب خودرو میشوند

* مجله کارنامه:

همایش بزرگ صیغه در ادبیات ملل با حضورمارکز

* خاتمی در موسسه ی صیغان:

مشارکت همه ی مردم در امر صیغه از مشخصاتجامعه ی مدنی ست

* ناجا:

مزاحمین ازدواج موقت مردم دستگیر میشوند

* آلبوم جدید محسن نامجو با نام “موقتاًبیا” به بازار آمد

* کمپین یک میلیون صیغه تشکیلشد

* هاشمی:

ازدواج موقت مایه قوت نظام در برابر فشارقدرت های جهانی

منبع:گروه موفقیت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/30ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ج.شفقت  | 

کنکور ارشد 88 _ 73

 

سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام

سلام به همه دوستای قدیمی. دیگه کنکور ( این فیلی برای هوا کردن !!! ( نیز نگاه کنید به مطلب خانم پ.م !!! )) هم تمام شد. ولی خداییش سوالای این دفعه خیلی بهتر از سوالای اون دفعه بود ها !!! ، آدم احساس سرجلسه بودن و کنکور دادن بهش دست می داد. حداقلش این بود که اونایی که از رشته های دیگه اومده بودن کتابداری امتحان بدن یه خورده احساس کردن که نه بابا اینا هم یه چیزایی تو رشتشون می خونن و یه چیزایی بارشونه !!! ( خنده خنده خنده ، ها جون خودمون ).

به هر حال ، ما که هیچی نخونده بودیم و همه رو شانسی زدیم ، انگلیسی رو به غیر از ریدینگ ( Reading) عمومیش بقیه رو از بالا تا پایین گزینه سه زدم که به قول م.ف امیدوارم جوابش سه نشه !!!.

پارسال از سرجلسه فقط پوست کیک خورده شده اش رو آوردیم بیرون ولی امسال چون هیچی نخونده بودیم و از تحریم شدن و دستگیر شدن و محروم شدن از کنکورهای سال آینده ترس و واهمه نداشتیم بخشی از سوالات رو آوردیم بیرون که سوالات بخش مدیریت منابع رو براتون عکس گرفتم و می زارم ( و البته امیدوارم قابل خوندن باشه ).

یه وقت فکر نکنین که به خاطر این عمل بی ادبانه که بخشی از سوالات رو کش رفتم به خودم می بالم ها !!! اصلا اینطور نیست ولی چون همیشه پیرو مقررات هستم و همیشه به مقررات احترام می زارم برام این احساس پیش اومده بود که آدم کم اراده ای هستم که عرضه انجام یه کار کوچیک خارج از محدوده رو هم نداره و اعتماد بنفسم به اندازه یه پشه ای که به خودش جرئت می ده تا نزدیک گوشت بیاد و وز وز کنه هم نیست و برای همین این کار خلاف مقررات رو انجام دادم. ( آخیـــــش بلاخره یه جوری این کار رو توجیح کردم که نرم زیر سوال !!! ، خنده خنده خنده )

 

راستی اینجا هم دوساله شد. یه سری بزنین خاطرات خیلی وقت پیشتون می یاد جلوی چشماتون !!!

 

اینم از سوالات

 

 

امیدورام حالا که کنکور تموم شده این وبلاگ دوباره شروع بشه.

خدانگهدار.

  

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 1 بعد از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

دراکولایی به اسم " خواهر شوهر"!!!_ 72

 

دراکولایی به اسم " خواهر شوهر" !!!

خواندن این متن به تازه عروس ها و تازه خواهر شوهرها توصیه نمی شود.

 

صحنه سینمایی:

دوربین به آهستگی یک دور 360 درجه به دور کلبه ای چوبی و متروکه که در میان جنگل قرار دارد می زند و در فاصله چند ده متری درب کلبه متوقف شده و تصویر ناگهان قطع می شود.

هفته پیش ، سیدنی ، 6/5/2008

- لعنت به این شهرشلوغ ، دیگه اعصابم از این همه سروصدا و شلوغی به هم ریخته ، فکر می کنم یه کمی نیاز به آرامش دارم ، تو اینطور فکر نمی کنی عزیزم .

- دقیقاً ، چه خوب می شد اگه می تونستیم یه چند روزی می رفتیم یه جای آروم و خلوت که فقط خودم و خودت می بودیم ، با یه هوای پاک و یه فضای آروم.

- آره فکر خوبیه اصلاً همین تعطیلی آخر هفته با هم می ریم توی جنگل ، یه کلبه قدیمی توی جنگل سراغ دارم که هیچ کس بلد نیست ، محل بازی منو و آلیسا ( خواهر شوهر) بوده ، آلیسا رو هم می بریم بیشتر بهمون خوش می گذره.

صحنه سینمایی:

دوربین در حالی که نمایی باز از کلبه ، آسمان خاکستری و جنگل پاییزی پس زمینه را نمایش می دهد در محل خود شروع به چرخش 180 درجه ای می کند و ماشین فـُرد قرمز رنگی را به تصویر می کشد که به آرامی در دست انداز های جاده و تا آستانه برخورد سپر با دوربین پیش می آید و ناگهان تصویر همراه با صدای " جیــــنگ " قطع می شود.

 

بقیه داستان بسته به نظر شما دوستان.!!! ( اگه بگین بگو ، می گم. اگه بگین نگو ، نمی گم. اگر هم هیچی نگین ، دیگه نمی دنم چی کار کنم!!! )

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 10 قبل از ظهر  توسط م.قیاسی خالو  | 

دیروز :

چنین گفت فردوسی پاکزاد                   که رحمت برآن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است               که جان دارد و جان شیرین خوش است


امروز :

چنین زر بزد زرده تخم مرغ                  که لعنت بر آن مردم عقده ذوق

بیازار موری که دانه کش است             که جان دارد ولی تو چیکار به این کارا داری ، کارتو بکن . مورچه

بیازار .

این شعرو هر کی سروده احتمالا باید اصلیتش از طرفای قطب شمال یا جنوب باشه .  اینم یه مطلب طنز خنک به یاد دوست مرحوم طناز طنز پرداز سابق یاشار خالو که الان دیگه در میان ما نیست . روحش ناشاد و یادش ناگرامی . به گفته دوست دیگرمان جواد جیگور الاهی که گور به گور بشی .

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

دیگه نوبتی هم باشه نوبت می رسه به اعلام نتایج نظر سنجی . هر چند یه چند روزی زودتر از موعد هست ولی چه کنم می ترسم یادم بره .

بعد از گذشت یه سال از نظر سنجی مان مبنی بر اینکه بالاخره پول بهتره یا اعتبار ؟ این نتیجه رو در بر داشتیم که ۷۱٪ از عزیزان نظرشون اینه که اگه آدم پول داشته باشه اعتبارم کسب می کنه . حالا به جزئیات می پردازیم  .


اعتبار بهتره یا پول


1- اعتبار بهتره
.
.
 3رای - 2.3%
.


2- پول یه چیز دیگه است
.
.
 1رای - 0.7%
.


3- اعتبار پول میاره
.
.
 7رای - 5.4%
.


4- پول اعتبار میاره
.
.

 91رای - 71%

.


5- هیچی سلامتی نمیشه
.
.
 26رای - 20.3%
.



عنوان نظرسنجی: کتابوبدار سنجی
تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/11/24
مجموع نظرات: 133
آدرس:
http://doosteghadimi.blogfa.com

بله دوستان من طبق  گفته ۲۶٪ از شما ، هر چقدرم که پول داشته باشی بازم هیچی جای سلامتی رو نمی گیره و هیچی سلامتی نمی شه پس بیاین بی خود و بی جهت به خاطر هیچ و پوچ حرص و جوش نخورین و سلامتی تونو به خطر نندازین و در همه حال شکر خدا کنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت 6 قبل از ظهر  توسط جمال رمضانی  | 

گور +به

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/14ساعت 3 بعد از ظهر  توسط ج.شفقت  |